به نظر می رسد تصویر غالب از صف های طولانی و قفسه های خالی از دوران اتحاد شوروی که در رسانه ها نشان داده می شود، همه حقیقت نیست، اعداد چیز دیگری می گویند! چه بسا حتی وضع آنها از شهروندان دنیای “آزاد” در امریکا بهتر هم بوده باشد، با این حال اجازه دهید چند ملاحظه در باره این نمودار معروف را مطرح کنیم.
۱. برای دادن تصویر بهتر بد نیست، داده ها را در بلندمدت ببینیم، تا قبل از ۱۹۶۰ داده های برای شوروی در دسترس نیست، ولی برآوردها تا سال ۱۸۰۰ برای امریکا در دسترس است که حدود ۲۹۵۲ کیلوکالری (کالری بزرگ) است، در ۱۹۳۰ پیش از رکود بزرگ به ۳۴۰۰ می رسد که کم و بیش برابر با بهترین عملکرد شوروی کمونیست در ۱۹۷۶ یعنی ۳۴۰۴ کیلوکالری است. فراز و فرودها را در نمودار زیر ببینید.

۲. کالری بالا لزوما حاکی از سلامت تغذیه و کیفیت زندگی نیست، چه بسا عکس آن صادق باشد، چنانکه اکنون هم می توان دید که بسیاری از کم درآمدها در امریکا به دلیل استفاده از شکر و چربی اضافه وزن دارند، رابطه میان مصرف کالری و به اصطلاح کیفیت زندگی بیشتر برای کف هرم مصرف/درآمد صادق است، کالری بالا اغلب معنایش نمردن از گرسنگی است، ولی اگر کیفیت، تنوع و ذائقه را اضافه کنیم اوضاع متفاوت می شود، اقلامی مانند شکر و سیب زمینی که شوروی تولیدکننده بزرگ آن بود البته میزان کالری را بالا می برد (با ۴ کیلو سیب زمینی بیش از ۳۰۰۰ کالری حاصل می شود) ولی بعید است اگر این تنها گزینه در دسترس باشد، کسی برای بلندمدت خواهان آن باشد. یک رژیم غذای متنوع با کالری کمتر و سبزیجات و گوشت البته کالری کمتری دارد، ولی گرانتر است.

۳. انتخاب ها زیاد نبود، نان، پاستا، غلات، شکر، روغن آفتابگردان و بعضی سبزیجات محلی البته ارزان و در دسترس بودند، ولی ایستادن در صف های طولانی برای گوشت، شیر، کره و خوراکی های لبنی، قهوه، میوه جات و حتی الکل خوب تجربه ای آشنا برای شهروندان شوروی در کل دوران کمونیستی بود.
۴. غذاهای کنسروی بعد از جنگ و با اشغال صنایع آلمانی رواج پیدا کرد، البته گزینه مطلوب خیلی از خانواده ها نبود، ولی در نبود امکان انتخاب مجبور به استفاده از آن بودند، کسانی تجربه شان را به سربازان در میدان جنگی که جز آن چیزی برای خوردن نداشتند شبیه می دانستند. حاصل آن رژیم پرکالری با تنوع کم و کمبود سبزی و میوه و پروتئین البته اوضاع بد سلامت بود، قند خون و چربی خون و مانند آن در میان آنهایی که پا به سن می گذاشتند نوعی سرنوشت محتوم بود.
۵. از اعتبار آمار رسمی در کشورهایی نظیر شوروی بگذریم که برای مثال قبل از فروپاشی و در سال ۱۹۸۸ دوران گلاسنوست در مورد دستکاری سرانه مصرف گوشت تایید شد، برای سرانه کالری دیگر منابع آماری حتی در شوروی نظیر اداره آمار (GOSKOMSTAT) اعداد متفاوتی را نشان می دهند، در این مورد اخیر آمار حتی پایین تر از نتایج فائو بود که حتی مورد نقد آنها واقع شد. علت این بود که داده های فائو بر اساس (تولید+واردات-صادرات+مانده سال قبل) محاسبه می شد که با پیمایش های مصرف خانوار که تصویر واقعی تری ارائه می داد تفاوت داشت، چیزی که در محل تولید و انبارهای اصلی ثبت می شد با چیزی که به دست مردم می رسید بسیار متفاوت بود، سیستم بسیار ناکارای توزیع و انبار باعث اتلاف و ضایعات بسیار می شد که تفاوتی جدی بین میزان تولید و مصرف ایجاد می کرد.
۶. تفاوت میزان مصرف در بین مناطق مختلف چشمگیر بود، سرانه سالانه مصرف گوشت برای استونی ۸۰ کیلو و برای ازبکستان به ۳۱ کیلو می رسد، مصرف سرانه میوه برای محدوده فدراسیون روسیه ۴۰ کیلو و برای سیبری فقط ۱۲ بود!
۷. سیستم تولید کشاورزی اشتراکی در روسیه به دلایل مشخص بسیار ناکارآمد بود، این سرزمین با توجه به وسعت و حاصلخیزی اش از دیرباز مرکز تولید غله به حساب می آمد، اما کار به واردات گسترده غلات در سال های ۱۹۷۰ تا ۱۹۸۰ حتی از امریکا رسید. گفته می شد حدود ۲ تا ۳ درصد زمین های قابل کشت در شوروی امکان نوعی فعالیت خصوصی داشتند، ولی در دهه ۱۹۸۰ در حدود ۲۵ درصد از کل تولیدات کشاورزی حاصل کار آنها بود که ۱۰ تا ۱۶ برابر بیش از مزارع به اصطلاح اشتراکی بود، کسانی البته به دلیل یارانه ها و قیمتگذاری دولت محصولات اشتراکی در میزان آن تردید کرده اند.
۸. سرد بودن هوا تا سی درجه زیر صفر و بیشتر و غالب بودن کارهای یدی در گستره شوروی یحتمل بتواند یکی از دلایل مصرف بالای کالری به حساب آید.
می توان موارد دیگر به این فهرست افزود، ولی حتی به فرض صحت آمار نمودار (که به دشت مورد تردید است)، قضیه چیز مثبتی نبود، تجربه ای عادی برای بسیاری مردم امروز یعنی حضور در فروشگاه های بزرگ زنجیره ای با انواع و اقسام خوراکی ها برای مردم شوروی حتی در خیال هم نمی آمد (آن تصویر معروف بازدید یلتسین از ایالات متحده را به خاطر دارید؟)، آن امپراتوری شر دستگاه توزیع فقر و اجبار بود، البته اوضاع برابری هم تعریفی نداشت و اعضای بلندپایه حزب برابرتر بودند! آن امپراتوری شر، ان سرزمین حاصل خیر را آباد نکرد، آن را مصرف کرد، والله اعلم.
لینک مرجع

ارسال دیدگاه